خوبم هنوز

گفتگوهای من و مژگان هفته قبل ، تا الان روی وایبر ادامه دارد

اعلام قبولی دکترا ، تلفن جاسمین  ، دیروز عصر

امروز سه شنبه ، هفده شهریور ( ساعت 13 )، دفترم و مشغول کار

خارجی ها برای آمدن به ایران هول شده اند و از همدیگر سبقت می گیرند .

حساسیت های قبلی ام کم شده ، در واقع دیگر به کسی حساس نیستم ، دیشب از مهمان هایی پذیرایی کردم که دوستشان نداشتم (آن هم دو شب به امتحان بیژن ) اما برایم مهم نبود طوری پذیرایی کردم که از یک دوست پذیرایی می کردم .

همه آدم ها به نوعی قابل ترحمند ، به صرف آدم بودن شان ... آدم بودنمان  ، به همان یک دلیل ساده که پرت مان کرده اند روی زمین ، پای مان روی زمین است ... قرار بود زود برگردیم اما به قول شاعری مشغول "خانه سازی" شدیم . حالا دیگر از هیچ هم نوعی بدم نمی آید ، نمی رنجم ، دلم نمی گیرد ...

خوبم ،خداروشکر

 

/ 0 نظر / 11 بازدید