امروز شنبه

خوابم نمی برد ، ساعت 4 صبح 21 شهریور ماه است ، صدای پارس سگ ها می آید ، ایمان هم کلافه است و هی جایش را عوض می کند . یادداشت قبل را  کمی قبل یا بعد از ساعت 12 نوشتم . پرشین بلاگ قاظی کرده و تاریخ ها و ساعت ها را اشتباه می زند .

امروز روز ثبت نام دانشگاه است ، مدارکم را آماده کردم . یک وکیل اسپانیایی هم آمده ایران باید ببینمش ، پاسخ ایمیل های یاسمین را هم هنوز نداده ام .

خسته ام ، یا بهتر است بگویم چیزی مانند خستگی بر تنم چسبیده ، که نمی گذارد خوابم ببرد ، دیگر چیزی تا صبح شنبه نمانده ، روزهای اضطراب و انتظار تمام شد .

منتظرم ببینم شنبه این هفته را چطور آغاز می کند ؟ خدا کند تصمیم درستی بگیرد

/ 0 نظر / 24 بازدید