عید فطر - پیانو

26 تیرماه ، منتظرم ایمان برگردد با هم بریم خونه ، حاج خانوم و آرمان خونه اند . روزهای زوج می رود ورزشگاه شهید کشوری فوتبال و شنا . آرمان استراحت می کند و کمی هم مطالعه می کند برای آمادگی کنکور فوق لیسانس . پدر هم مشغول روزمرگی زندگی است .

من ، اما به کل تغییر کرده ام ، از آن ادم عاشق خبری نیست . انسان منطقی که سر به کار و خواندن و آموختن دارد . می داند مسافر است و هیچ چیز پایداری برای دل بستن وجود ندارد . آدمی که نگاه می کند ، فکر می کند و تحلیل می کند . 

این آدم شاید خوش حال نباشد اما بد حال هم نیست ، اساسا چیزی دیگر نمی تواند حالش را بد کند ، مگر کسی و یا چیزی می تواند یک آدم آهنی را ناراحت کند ؟

آتنا ، دختر هفت ساله ، مرد

مریم میرزاخانی فوت کرد

مجید پسر مسعود فوت کرد

یک روز هم من می میرم ، نمی خواهم در آن روز حسرت بخورم که هیهات از این عمر گرانمایه که صرف هیچ و پوچ کردم

دارم پیانو یاد می گیرم ، تا یاد می گیرم زنده ام !!!

/ 0 نظر / 5 بازدید