چارتار

این روزها سی دی گروه چارتار را گوش می دهم " باران تویی" گروه جوانی هستند و نوع موسیقی خاصی است گویا می گویند تلفیقی (از موسیقی زیاد سرم نمی شود)اما عجیب گیراست این کلمات کنار این آهنگ ها و صداها ... نوای دلنشینی می سازد که گاهی سیم های دل را بدجور به ارتعاش در می آورد مثل آنجا که می گوید :

آشوبم آرامشم تویی ، به هر ترانه ای سر می کشم تویی ، سحر اضافه کن به فهم آسمانم

آشوبم آرامشم تویی ، به هر ترانه ای سر می کشم تویی ،بیا که بی تو من غم دو صد خزانم ،بگذار بگویم که از سراب این و آن بریدم ، من از عطش ترانه آفریدم

باید خوب فهمیده باشد ترانه سرا عشق را که بگوید آشوبم آرامشم تویی

و حال من این روزها عجیب به این ترانه می خورد ، در دستهای اویم چون موم ... داشتم می گفتم از عشق که حرف می زنیم از چه حرف می زنیم ، جواب دادم از سجاده ... از آغوش همیشه باز خدا ...و تو می دانی ، تنها تو که در سجاده ی من چه آشوبی به پا می کنی ؟ آشوبم آرامشم تویی ... به هرترانه ای سر می کشم تویی ...سحر اضافه کن به فهم آسمانم ...بیا که بی تو من غم تو صد خزانم ...

و باز هم به قول چارتار ...  عطش می زاید این باده

/ 0 نظر / 10 بازدید