یار آمد

سحرگاه چهارشنبه است ، قبل از همه بیدار شده ام ودارم ساک سفر می بندم برای شمال .  دیروز یار آمد ، روی پله ها وقتی داشت ایمان را بغل می کرد ، گفت : تمام شد . بله تمام شد حالا فقط ماند رفت و آمد های گاه و بیگاه تا دفاع پایان نامه ، این مرحله هم تمام شد . فکر می کنم همه مان خوب امتجانمان را پس دادیم .

مهر هفتم را هم دیروز عصر دیدم  ....پا شم وسایل را جمع کنم و کم کم بچه هارا صدا کنم ، باید صبج زود حرکت کنیم ، جاده ها شلوغ است و حاج خانوم چشم انتظار .... امیدوارم قبل از شش حرکت کنیم ....

/ 0 نظر / 9 بازدید