نتیجه

نوزده شهریور رسید ، شبش بد خوابید ، صبح زود رفت ... از ساعت یازده دلم شروع کرد به شور زدن ...آمدیم خانه ، پاسخ نامه ساعت 16 آمد روی سایت ، نتیجه بد بود ، گفتم اعتراض کن ... رفتیم فرهنگ سرای نیاوران ، تناتر شب بخیر کنت و برگشتیم تا صبح نشست و به دوازده سوال اعتراض کرد . نهار خوردیم و عصر رفتیم فیلم ماهی و گربه ... شب نتیجه آمد .

وقتی رفت خوابید ، بچه ها را بغل کردم ، توی بغل آنها گریه کردم ، نمی خواستم اشک هایم را ببیند ، بار خودش به اندازه کافی سنگین بود . پسرها خیلی آرام و مردانه برخورد کردند . آرامم کردند و گفتند چیزی نشده ، چرا اینقدر مسئله را بزرگ می کنی ؟

راست می گفتند مسئله آن قدر ها هم بزرگ نبود ، آدم درگیر مسئله برایم مهم بود ، خیلی مهم

/ 0 نظر / 13 بازدید