امروز (البته اگه برم)پنجمین جلسه بدنسازی است. مثل دیوونه ها می کوبم از شمال شرق تهران می روم شمال غرب که دو ساعت ورزش کنم . تا حالا چندین بار ورزشهای مختلف ثبت نام کرده بودم و همه رو یا از همون ابتدا یا وسط کار ول کرده بودم . اینجا ولی مال خانواده زن دوستمه که ازشون رو دربایستی دارم . زنش ، مادر زنش و خواهرزنش را هر بار برم می بینم و اولین سوالشون اینه که دفعه بعد کی می آی ؟
شیوا (زن)هم سن خودمه ، لیسانسه شیمیه و صدای قشنگی داره و زیبا صحبت می کنه . موقع ورود و خروج با هم یه گپی می زنیم که برام لذت بخش و نشاط آوره (البته اگه خیلی طول نکشه)
سارا (خواهرزن) مربی مستقیم خودمه ، کم حرفه و کارش رو خیلی خوب بلده. شاید اگه برخورد حرفه ای اون نبود من همون جلسه اول پشیمون می شدم .علیرغم اینکه ورزش کردن برام سخته ،کارم همیشه برام اولویت داشته ...اما حالا ورزش کردن رو با همه سختی هاش دوست دارم. حتی درد خفیفی که روز بعد از ورزش زیر پوستم و بین ماهیچه هام احساس می کنم . باورم نمیشه یک روز این گوشتها و چربی های شل و آیزون تبدیل به عضله بشه !
روز اول که رفتم گفتم من نه برای کاهش وزن اومدم نه واسه خوش هیکل شدن ، فقط اومدم که قدرت جسمی مو بالا ببرم و شاید علت ارتباط خوبم با سارا اینه که حرفم رو خیلی خوب فهمید. حالام اومدم یک کم کارهامو و رو به را کنم و برم ورزش
May today there be peace within.
May you trust God that you are exactly where you are meant to be.
May you not forget the infinite possibilities that are born of faith.
May you use those gifts that you have received, and pass on the love that has been given to you.
May you be content knowing you are a child of God.
Let this presence settle into your bones, and allow your soul the freedom to sing, dance, praise and love.
It is there for each and every one of us.
به نشانه هااعتقاد دارم .ازکمردرد شروع شد بعد احساس حجم در گلو و حالا لمس توده ،می گویند آدنوم است فرقی نمی کند نشانه است برای من که حقیقتی را لمس کنم . حقیقتی که گوشهایم را گرفتم که نشنوم و چشمهایم را بستم تا نبینم .
فکر می کنم تیتر فوق نیازی به توضیح نداشته باشد.
بسم اله الرحمن الرحیم
آنقدر کوچک بودم که نمی دانستم چرا ولی آنقدر بزرگ بودم که بدانم که آن قامت بلند و مهربان از من دریغ می شود. برادر عزیزتر از جانم آن روزها را می گویم که پدر را بردند و من نمیدانستم که این طلیعه، تجربه جدائی من است از او و سالهای جدایی در راه است. نمی دانستم که در آغاز راهی ایستاده ام که ابرهای تیره میان من و خورشید فروزان زندگیم را فرا می گیرند و بعد آنچه می ماند مشتی یاد است و حسرت است و آه.
حالا که به فرزندانت می نگرم با خود می گویم چقدر برای تجربه دردناک دوری از تو کوچک اند و تعجب می کنم که چقدر بزرگند وقتی که می دانند و می فهمند چرا. چیزی که من سالها بعد آهسته آهسته در مورد او پی بردم. دانستم که چرا به او راست قامت جاودانه تاریخ گویند. و چرا تو آنقدر عاشقانه به دنبال گرفتن غبار از سر و روی اندیشه های بلندش بودی و هستی. به راستی تو در این راه تاوان راست قامتی او را می پردازی، و نه تنها تو که همه ما! و مگر همیشه این گونه نبوده در طول این سالهای دوری از او و نداشتن سایه پر مهرش بر سرمان! ومن باز می شناسم عزم راسخ پدرم را و آرامش دریای بیکران روحش را در تو. و تو چقدر به او می مانی: آسمانی، آرام، روشن، عاشق، حق جو و حق مدار. و تو در گذر زمان گام بر می داری برتر و بالاتر از همه هیاهوهای این زمانه بدمدار و پرچم حق جویی پدرم را بر دوش می کشی و الحق آزاده ای هستی دربند. آزاد از تعلق دنیا و قدرت و ثروت. آزاد از هر چیز و همه چیز، الا حق.
آری برادر من و تو و ما بیگانه نیستیم با سیلاب تهمت ها. اما چقدر دردناک است تکرار این زشت گویی های ظالمانه بعد از گذشت سالها: فاین تذهبون!
براستی چرا عبرت سالهای نه چندان دور این قدر زود به فراموشی سپرده می شود؟ چقدر خاطره پدر همچنان بیدار است هنگامی که عاشقانه، بالا، و بلندتر از همه این زشتیها حق را می جست و حق را می گفت.
سایه بلندت همیشه مستدام.
محبوبه حسینی بهشتی
نظر به اینکه به تازگی ، از سوی پایگاه اطلاع رسانی دادستانی کل کشور ، فهرست مصادیق محتوای مجرمانه در فضای مجازی اعلام شده است ، پرشین بلاگ از وبلاگ نویسان گرامی دعوت می کند در راستای گسترش تولید و انتشار محتوای فارسی در جامعه مجازی موارد مطرح شده در این فهرست را مورد مطالعه قرار داده و مدنظر داشته باشند .
الف) محتوای علیه عفت و اخلاق عمومی
1ـ اشاعه فحشاء و منکرات ( بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات)
2ـ تحریک، تشویق، ترغیب، تهدید یا دعوت به فساد و فحشاء و ارتکاب جرایم منافی عفت یا انحرافات جنسی ( بند ب ماده 15 قانون جرایم رایانه ای و ماده 649 قانون مجازات اسلامی)
3ـ انتشار، توزیع و معامله محتوای خلاف عفت عمومی( مبتذل و مستهجن) بند 2 ماده 6 قانون مطبوعات و ماده 14 قانون جرایم رایانه ای)
4ـ تحریک، تشویق، ترغیب، تهدید یا تطمیع افراد به دستیابی به محتویات مستهجن و مبتذل ( ماده 15 قانون جرایم رایانه ای)
5ـ استفاده ابزاری از افراد( اعم از زن و مرد) در تصاویر و محتوی، تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیر قانونی( بند 10 ماده 6 قانون مطبوعات)
ب) محتوای علیه مقدسات اسلامی
1ـ محتوای الحادی و مخالف موازین اسلامی( بند 1 ماده 6 قانون مجازات اسلامی)
2ـ اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن ( بند 7 ماده ماده 6 قانون مجازات اسلامی و ماده 513 قانون مجازات اسلامی)
3ـ اهانت به هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین (ع) یا حضرت صدیقه طاهره (س) ( ماده 513 قانون مجازات اسلامی)
4ـ تبلیغ به نفع حزب، گروه یا فرقه منحرف و مخالف اسلام ( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)
5ـ تبلیغ مطالب از نشریات و رسانه ها و احزاب و گروههای داخلی و خارجی منحرف و مخالف اسلام به نحوی که تبلیغ از آنها باشد( بند 9 ماده 6 قانون مطبوعات)
6ـ اهانت به امام خمینی(ره) و تحریف آثار ایشان (ماده 514 قانون مجازات اسلامی)
7ـ اهانت به مقام معظم رهبری (امام خامنه ای) و سایر مراجع مسلم تقلید ( بند 7 ماده 6 قانون مطبوعات)
ج) محتوای علیه امنیت و آسایش عمومی
1ـ تشکیل جمعیت، دسته، گروه در فضای مجازی( سایبر) با هدف برهم زدن امنیت کشور( ماده 498 قانون مجازات اسلامی)
2ـ هر گونه تهدید به بمب گذاری ( ماده 511 قانون مجازات اسلامی)
3ـ محتوایی که به اساس جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد کند ( بند 1 ماده 6 قانون مطبوعات)
4ـ انتشار محتوی علیه اصول قانون اساسی ( بند 12 ماده 6 قانون مطبوعات)
5ـ تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران( ماده 500 قانون مجازات اسلامی)
6ـ اخلال در وحدت ملی و ایجاد اختلاف ما بین اقشار جامعه به ویژه از طریق طرح مسائل نژادی و قومی( بند 4 ماده 6 قانون مطبوعات)
7ـ تحریک نیروهای رزمنده یا اشخاصی که به نحوی از انحاء در خدمت نیروهای مسلح هستند به عصیان، فرار، تسلیم یا عدم اجرای وظایف نظامی ( ماده 504 قانون مجازات اسلامی)
8ـ تحریص و تشویق افراد و گروهها به ارتکاب اعمالی علیه امنیت، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران در داخل یا خارج از کشور(بند 5 ماده 6 قانون مطبوعات)
9 ـ تبلیغ به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران( ماده 500 قانون مجازات اسلامی)
10- فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسناد و دستورها و مسایل محرمانه و سری دولتی و عمومی ( بند 6 ماده قانون مطبوعات و مواد 2 و 3 قانون مجازات انتشار و افشای اسناد محرمانه و سری دولتی و ماده 3 قانون جرایم رایانه ای)
11ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز اسرار نیروهای مسلح (بند 6 ماده قانون مطبوعات)
12ـ فاش نمودن و انتشار غیر مجاز نقشه و استحکامات نظامی( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
13ـ انتشار غیر مجاز مذاکرات غیر علنی مجلس شورای اسلامی ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
14ـ انتشار بدون مجوز مذاکرات محاکم غیر علنی دادگستری و تحقیقات مراجع قضایی ( بند 6 ماده 6 قانون مطبوعات)
د) محتوای علیه مقامات و نهادهای دولتی و عمومی
1ـ اهانت و هجو نسبت به مقامات، نهادها و سازمان حکومتی و عمومی( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و مواد 609 و 700 قانون مجازات اسلامی)
2ـ افترا به مقامات، نهادها و سازمان حکومتی و عمومی( بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات و 697 قانون مجازات اسلامی)
3ـ نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی علیه مقامات، نهادها و سازمان های حکومتی( بند 11 ماده 6 قانون مطبوعات و 698 قانون مجازات اسلامی)
ه ) محتوایی که برای ارتکاب جرایم رایانه ای و سایر جرایم بکار می رود
1ـ انتشار یا توزیع و در دسترس قرار دادن یا معامله داده ها یا نرم افزارهای که صرفاً برای ارتکاب جرایم رایانه ای به کار می رود(ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)
2ـ فروش، انتشار یا دردسترس قرار دادن غیر مجاز گذر واژه ها و داده هایی که امکان دسترسی غیر مجاز به داده ها با سامانه های رایانه ای یا مخابراتی دولتی یا عمومی را فراهم می کند( ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)
3ـ انتشار یا در دسترس قراردادن محتویات آموزش دسترسی غیر مجاز، شنود غیر مجاز، جاسوسی رایانه ای، تحریف و اخلال در داده ها یا سیستم های رایانه ای و مخابراتی.( ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)
4ـ آموزش و تسهیل سایر جرایم رایانه ای( ماده 21 قانون جرایم رایانه ای)
5ـ انجام هر گونه فعالیت تجاری و اقتصادی رایانه ای مجرمانه مانند شرکت های هرمی( قانون اخلال در نظام اقتصادی کشور و سایر قوانین)
6ـ انتشار ویروس دهی بازی های رایانه ای دارای محتوای مجرمانه( مواد مختلف قانون مجازات اسلامی و قانون جرایم رایانه ای)
7ـ انتشار فیلتر شکن ها و آموزش روشهای عبور از سامانه های فیلترینگ ( بند ج ماده 25 قانون جرایم رایانه ای)
8ـ تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر ( بند 3 ماده 6 قانون مطبوعات)
9ـ انتشار محتوای حاوی تحریک، ترغیب، یا دعوت به اعمال خشونت آمیز و خودکشی( ماده 15 قانون جرایم رایانه ای)
10ـ تبلیغ و ترویج مصرف موادمخدر، مواد روان گردان و سیگار( ماده 3 قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات 1385)
11ـ باز انتشار و ارتباط( لینک) به محتوای مجرمانه تارنماها و نشانی های اینترنتی مسدود شده، نشریات توقیف شده و رسانه های وابسته به گروهها و جریانات منحرف و غیر قانونی
12ـ تشویق، تحریک و تسهیل ارتکاب جرائمی که دارای جنبه عمومی هستند از قبیل اخلال در نظم، تخریب اموال عمومی، ارتشاء، اختلاس، کلاهبرداری، قاچاق موادمخدر، قاچاق مشروبات الکلی و غیره( ماده 43 قانون مجازات اسلامی)
13ـ انتشار محتوایی که از سوی شورای عالی امنیت ملی منع شده باشد .
14ـ تشویق و ترغیب مردم به نقض حقوق مالکیت معنوی ( ماده 1 قانون حمایت از حقوق پدید آورندگان نرم افزارهای رایانه ای و ماده 74 قانون تجارت الکترونیکی)
15ـ معرفی آثار سمعی و بصری غیر مجاز به جای آثار مجاز. ( ماده 1 قانون نحوه مجازات. اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز دارند)
16ـ عرضه تجاری آثار سمعی و بصری بدون مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی( ماده 2 قانون نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیر مجاز دارند ) .
شما می توانید اصل این خبر را در پایگاه اطلاع رسانی دادستانی کل کشور از طریق
http://www.dadsetani.ir/newver/88/0222.asp مطالعه نمایید .
رفته بود سلمونی موهاشو کوتاه کرده بود. یک دست کت و شلوار نو با کراوات پوشیده بود. اومد دنبالم با هم رفتیم کافه نادری . باید اعتراف کنم که اگه هر کادویی برام خریده بود اینقدر به دلم نمی نشست که اینجوری واسم وقت گذاشته بود. حسابی خوش تیپ شده بود. شب که برگشتیم خونه واسش اسفند دود کردم و گفتم به قول مامانت "چشم دوست گیراتره" !
چیزی حدود ٣٠ تا کتاب کادو گرفتم با یک عالمه چیزهای دیگه ! جالبه که به همه گفته بودم که لطفا تولد بازی در نیارن چون دیگه از سنم گذشته . خوب دور و بری ها همه می دونستن نسبت به کتاب نقطه ضعف دارم چیزی گرفته بودند که مطمئن بودند خوشحالم می کنه !
به این کادو ها باید دعای خیر بعضی هارا هم اضافه کنم . خلاصه که بر خلاف انتظارم تولد دلچسبی بود!
از یکشنبه تا پنج شنبه عصر(هفته قبل) لندن بودم . سفر خوبی بود هم از لحاظ کاری و هم از لحاظ شخصی . طبق معمول هر سفر یادداشتهای روزانه ای هم نوشتم که امیدوارم یک روزی اینجا بگذارمش ! اما این یکشنبه که اومدم سر کار یهو مثل یک بادکنکی که بادش رو خالی کنند تموم انرژیم رو از دست دادم . امروز پنج شنبه است و من می بینم که یک هفته کاری بی انگیزه ای رو پشت سر گذاشته ام .
دو تا ایمیل زیر را به مناسبت عید قربان از یک ایرانی و یک خارجی گرفتم . جوابی که به ایرانیه دادم رو هم زیرش نوشتم با یک رنگ دیگه :
Every year people of the faith commemorate the great sacrifice made by Abraham A.S. for the love of God Almighty by the sacrificing of an animal. As God says in the Holy Koran it is not the flesh or the blood of the sacrifice that reaches Him but it is the spirit of your sacrifice and your heedfulness that
pleases God.
بنام خدایی که برای ما اخلاق نیکو و صفات حسنه را بر گزید گوسفندی را سر بریدن، و گوشتش را به مصرف رسانیدن مهم نیست. حاجی که گوسفندی یا گاوی را سر می برد و یا شتری را نحر می کند، با این عمل می خواهد از باب تنزل معقول به محسوس، این معنا را برساند که: حنجره دیو طمع را بریدم و خفه اش کردم. پس قربانی کردن یعنی آز و طمع را سر بریدن. فرا رسیدن عید سعید قربان را به جناب عالی و خانواده محترم تبریک عرض می نمایم.
هر کدام از ما اسماعیلی داریم که بسیار به آن علاقمند و وابسته ایم . اگر بتوانیم اسماعیلمان را قربانی کنیم یا حداقل تا دم قربانگاه ببریم . مراتب بندگیمان را ابراز کرده ایم . این لزوما دل کندن از بچه نیست . دل کندن از هر چیزی است که محکم ترین بند اتصال ما به دنیا است. البته این فقط یک برداشت فردی است !
حالا می خوام برم خونه ، چندتا کاری رو که بچه ها انجام دادند رو با خودم می برم خونه که بخونم و برای یکشنبه بفرستم به صاحباش، چند تا داستان کوتاه هم می برم بخونم ، اما می دونم هیچ کدام از این کارها رو انجام نخواهم داد. می دونم به این فکر خواهم کرد که اسماعیل من چیست و اگر بفهمم چیست آیا حاضرم (حداقل در ذهنم) قربانیش کنم؟
هفته گذشته هفته خوبی نبود . خانم بدخشان ، عمه بیژن و امیر خان فوت کردند. فوت امیرخان شوک بزرگی بود ، تو جاده زنجان تصادف کرده بود . تحملش یرای بیژن خیلی سخت بود . فکر می کنم این روزها بیشتر قدر همدیگر رو می دونیم.